دوست دارم آنگونه که می خواهم در دفتر ذهنم به خاطر بسپارمت...

اما تو هر بار با آمدنت یکی از خوبیهایت را پاک می کنی از ذهنم...

وقتی آن طور حرف می زنی دلم می خواهد قیچی فراموشی را بردارم و عکست را جدا کنم از پیکر خاطراتم...

چرا اصرار می کنی به بازگشت وقتی دیگر راهی باقی نمانده...

کاش می دانستی گاهی رفتن بهترین راه  در یادها ماندن است!