باز من بودم و رویا و تو...

باز من بودم و کوهی از کلمات که یخ زده بودند...

باز من بودم و خورشید نگاهت...

باز من بودم و کلماتی که از گرمای نگاهت ذوب می شدند و...

 دو رود که بر گونه هایم جاری میشد!!!