زن که باشی...

زن که باشی... دختر بچه می شوی... زیبا می شوی، عروس این و آن می شوی...

زن که باشی...نوجوان می شوی ... برجسته می شوی، زیبا می شوی، پر طرفدار می شوی ...

زن که باشی... جوان می شوی... معشوق می شوی، زیبا می شوی، لیلی می شوی، شیرین می شوی ، دلبر می شوی...

زن که باشی...عروس می شوی... زیبا می شوی، آرزو می شوی، عشق می شوی...

زن که باشی... همسر می شوی... خانم می شوی... آرایشگر می شوی... خیاط می شوی... آشپز می شوی...خدمتکار می شوی و دوباره خانم می شوی... مونس می شوی... سنگ صبور می شوی...آغوش می شوی...

زن که باشی... مادر می شوی... غمخوار می شوی... نگران میشوی...مهربان می شوی ...مونس می شوی...سنگ صبور می شوی... آغوش می شوی... تکیه گاه می شوی...

زن که باشی... مادر بزرگ می شوی... مهربان می شوی... قصه گو می شوی... پرستار بچه می شوی...

زن که باشی... یکروز چشم باز می کنی و می بینی همه چیز هستی... همه جا هستی... همه کار میکنی... همه را دوست داری ...حواست به همه هست اما...

وقتی پر غصه می شوی... وقتی پر از غم می شوی... وقتی پر از اشک می شوی... وقتی پر می شوی از
حرفهای نزده ... وقتی پر از فریاد می شوی... وقتی پر از نیاز می شوی...  وقتی زیر بار هزاران وظیفه کمر خم می کنی... وقتی خسته می شوی...وقتی می شکنی... وقتی بیمار می شوی... وقتی ....

آری! همان وقت متهم می شوی به دمدمی مزاج بودن... آبغوره گرفتن... عشوه گر بودن... احساساتی بودن... ضعیفه بودن... دوم بودن...ناقص العقل بودن و هزارچیز دیگر...

آن وقت است که می فهمی:" زن که باشی ... عجیب تنها می شوی، عجیب!"