برسریر دل نشسته بود و سرسرایی داشت

حکمرانی میکرد بر ملک دل.

....

تا که شوریدم و به گمانم بیرون راندمش!

اما...

نمی‌دانم چرا هنوز در دیار خواب و خیال، او فاتح بی رقیب رویاهایم است!