و ناگاه متولد می شود جرقه ای در ژرفای تاریک تنهایی ام...

و هیمه ی غمهایم گُر می گیرد در پیش چشمانم ...

و از خاکستر آن، چیزی جوانه می زند در قلبم...

چیزی شبیه ققنوس یک عشق....