در حریر لطیف مهر، خواهم پیچید کلمه ای را که دوست دارم با دو دست قلبم، تقدیمت کنم؛

و شاخه گل احساسم را بر آن خواهم نهاد تا چشمان زیبایت، از دیدن آن مسحور گردد؛

بگذار تا سخن دل را بر زبان برانم، هر چند بی میل است به آمدن؛ اما به جبر مهر، سخن را به درگاه دهان می کشانم و بر زبان می نشانم و تقدیمت می کنم این واژه ی سحرآمیز را...

آری، تقدیم تو باد واژه ی عشق که ناب ترین و زلال ترین احساسات در آغوش او آرمیده است؛

و به تو خواهم گفت جمله ای را که ناقوس هزاران شادی را در معبد قلبم به صدا در می آورد  و طنین دل انگیز آن قلبم را به تپش وا می دارد؛

به تو خواهم گفت جمله ای را که چون صندوقچه ای، تمامی شور و احساسم را در خود نهفته است؛

آری!  به تو خواهم گفت که: "مهربانم، دوستت دارم!"