خیلی ها آمدند...

خیلی ها در گوش کودک دلم، لالایی عشق گفتند، اما به خواب نرفت این کودک بازیگوش!

اما...

تو که آمدی، ندانستم کِی اما چشم که باز کردم، آرام خوابیده بود قلب کوچکم در آغوش رویا...

و اکنون مدتهاست که خوابیده... انگار شیرینی این رویا را حاضر نیست به تلخی حقیقت ببخشد.

 انگار نمی خواهد باور کند که تو مدتهاست رفته ای و...

 مدتهاست که لالایی حزین عاشقانه ات در گوش لحظه هایم نمی پیچد!